الشيخ رسول جعفريان
759
رسائل حجابيه (فارسى)
آنكه به سبزوار بازگشت ، عبد الرحمن نيز براى تحقيق بيشتر به اين شهر آمده ، شيعه شده و با دختر ملا عبد الله يعنى بىبى عين الحيات ازدواج مىكند و صاحب دو فرزند دختر مىشود . در همسايگى آنان ، شخصى با نام آقاى كيانى ، چهار دختر با نامهاى فرنگيس ، پاريس ، كيوان و ايران دارد كه به مدرسهء جديده مىروند . از قضا ، مدير آن مدرسه و دوست او ، به دختر نخست وى تجاوز مىكنند كه به مرگ وى منجر مىشود . به دنبال آن ، پدر و مادرشان هم از غصّه دِق كرده مىميرند و سه دختر آواره شده ، يك نفر خارجى ! آنها را به مدرسهاى در رشت مىبرد . دختران پس از مدتى تحصيل ، به مشهد مىآيند تا در زمينهء كشف حجاب تبليغ كنند . اين زمان ملا عبد الرحمن و همسر و فرزندانش هم از سبزوار به مشهد آمده ، در آنجا زندگى مىكنند . وقتى خبر آمدن اين سه دختر بىحجاب را مىشنوند ، به بهانهء تجديد عهد ، از آنان دعوت مىكنند تا به منزلشان بيايند . سپس با آنان به بحث دربارهء حجاب مىپرازند كه اين كتاب حاصل آن بحثهاست . دختران ابتدا مقاومت مىكنند ، اما پس از آن تسليم شده ، خود نيز مباحثى را در اينباره مطرح مىكنند . بحثهاى اصلى ، از همسر ملا عبد الرحمان با نام بىبى عين الحيات است كه در مجلس درس دختران ارائه مىشود ؛ اما به مرور ، گاه دختران وى و گاه يكى از همان سه دختر كه اكنون نامهاى خود را عوض كرده و اسامى اسلامى انتخاب كردهاند ، مباحثى را در اين زمينه ارائه مىكنند . جمعا در جلد نخست كتاب ، بيست جلسهء درس ارائه شده كه بخشى از درسها مربوط به جنبههاى اجتماعى حجاب بوده و بخشى ديگر حجاب را در آيات و روايات دنبال كرده است . به سخن ديگر ، عمدهء مباحث كتاب در سه بخش است : بخشى در تفسير آيات حجاب ؛ بخشى در شرح و تفسير روايات حجاب و بخشى هم در بيان مفاسد بىحجابى . اين سه بحث ، با تفصيل مطرح شده و در ضمن آنها مطالب ديگرى نيز آمده است . طبعا براى تنوّع ، اين مباحث به صورت منظّم نيامده و جلسات درس گاه ادامه بحث پيشين و گاه طرح يك بحث جديد است . بيشتر درسها نيز با اشعارى دربارهء حجاب خاتمه مىيابد . گفتنى است كه مؤلف در سال 1349 ق / 1310 ش يعنى قريب شانزده سال پيش از تأليف اين اثر ، كتابى با عنوان حكمة النقاب و فلسفة الحجاب نگاشت و نام خود را نيز در آغاز آن نياورد . مطالب آن كتاب ، بعدها در اين تأليف با تفصيل بيشترى آمده است . به همين دليل از چاپ آن رساله در اين مجموعه صرفنظر شد . موضع مؤلف ، بر ضد تجدّد و ابزار آن ، يعنى مطبوعات و مدارس جديده ، موضعى بسيار جدّى و تند است . در واقع اين اثر و رسالهء مناظرهء دانشجو و پير ، هر دو در اين جهت ،